بعضیام هستن شروع کردن به عربده کشی وپاچه گیری به اینایی که کلشون خعلی بادداره بایدگف:

 

ببین داداش شماسعی کن کمترسبزیجات بخوری مثل اینکه بادای توشیکمت جمع میشه توکلت بهتره فکردرمان باشی اخرواست شرمیشه ها,

واسه ماکه خرجش یه سوزنه.




پنجشنبه دوم بهمن 1393 16:35 hyu




هواپیمایی قطر، برنده جایزه بهترین خط هوایی جهان در سال 2014، در حال برگزاری کمپینی آنلاین مخصوص کاربران ایرانی است. این کمپین به مناسبت افتتاح سرویس های ویژه مخصوص ایران راه اندازی شده است و شرکت کنندگان شانس برنده شدن سه بلیط کلاس تجاری (بیزینس کلاس) به مقصد دلخواه خود را دارند.

 

برنده بلیط رایگان بیزینس کلاس از هواپیمایی قطر شوید
 

برای شرکت در کمپین کافی است بهوب سایت winwithqatarairways.com بروید و مراحل مورد نیاز را طی کنید. توجه داشته باشید که برای بالابردن شانس برنده شدن، کافی است که بعد از ثبت نام، لینک اختصاصی خودتان را از طریق ایمیل، شبکه‌های اجتماعی، نرم افزارهای پیام رسان (مانند Viber) برای دوستانتان ارسال کنید و آن‌ها را به شرکت در کمپین تشویق کنید.

 این کمپین به مدت 45 روز برقرار است و برندگان در میانه اسفند ماه 1393 معرفی می شوند. برای مشاهده وب سایت کمپین و شرکت در قرعه کشی به این صفحه مراجعه کنید. همچنین برای مشاهده وب سایت رسمی هواپیمایی قطرکه در آن شروع کمپین اعلام رسمی شده است نیز به این صفحه مراجعه کنید.

 
 



тαɢε: برنده بلیط رایگان بیزینس کلاس از هواپیمایی قطر شوی

جمعه بیست و ششم دی 1393 15:57 hyu




ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
دوتا ﺍﻟﻨﮕﻮ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ دوتا ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﻨﺖ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ:
ﺭﻭﮊ ﻟﺒﺖ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺦ ﺩﻧﺪﻭﻧﺖ ﺗﻤﻮﻡ بشه.
 
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺱ ﻓﺨﺮﯼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻭ ﺯﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﯼ ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻄﯿﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﻣﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﻧﺪﻭﻧﯽ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤﯿﺰﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﻬﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯽ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸﯽ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻧﮑﻨﯽ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺑﺰﻧﯽ ﻭﻟﯽ ، ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﭽﻪ ﺍﺕ ﺟﺮأﺕ ﻧﮑﻨﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ”ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺕ ﺭﻭ ﺷﮑﺴﺘﻪ”..

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻭﺭﺯﺵ ﻧﮑﻨﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﮐﻤﮏ
ﺑﮕﯿﺮﯼ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺘﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻧﺖ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﯽ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺕ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﺨﭽﺎﻟﺖ ﺑﺎﺷﻪ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﮐﻤﮑﻪ، ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻓﯿﻠﻢ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯼ.

فقر اينه كه:
اين مطالب بخوني ولی ب اشتراک نذاری...!

 




پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393 16:34 hyu




طرف همچین خودشو میگیره

.

.

.

.

.

انگار منه

والاعع




тαɢε: طرف, خودشو میگیره, من, همچین خودشو میگیره, انگار منه

چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393 14:41 hyu




دختره نوشته :

فرهاد من کجاست که ببیند لیلی در آتش عشقش خاکستر شده

والا تا اون جا که من خبر دارم فرهاد چشمش دنبال شیرین بود نه لیلی

 قبل شکست عشقی خوردن ،

یه کم در حوزه ادبیات مطالعه کنید :|




دوشنبه بیست و دوم دی 1393 11:29 hyu




در تماس تلفنی با یارو :
الو غلام
. . .بدو که زنت داره زایمان میکنه و میخواد بچه بیاره
. . . باشه باشه الآن خودمو میرسونم
سپس گوشی رو قطع کرد و شروع کرد به دویدن
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
یه لحظه ایستاد و با خودش گفت :
الآن که موقع زایمانش نیست
اشکال نداره میرم می بینم
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوباره ایستاد و باخودش گفت :
زن من که اصلا حامله نبود
اشکال نداره میرم می بینم قضیه چیه ؟
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
باز هم ایستاد و باخودش گفت :
من که اصلا ازدواج نکردم زن ندارم
اشکال نداره میرم ببینم قضیه چیه ؟
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
دوید
یه بار دیگه ایستاد و باخودش گفت:
اصلا من که غلام نیستم
باز میخواست بدوه.من گرفتمش:|




یکشنبه بیست و یکم دی 1393 10:27 hyu




از یارو میپرسن :

تو از زنت میترسی؟

میگه :چرا باید بترسم؟

لباسارو شستم

اتومو کردم  

غذامو پختم

 ظرفامو شستم

شیشه هارو تمیز کردم

 زیر بچه رو هم عوض کردم

 اونی که کاراش مونده باید بترسه!




شنبه بیستم دی 1393 17:26 hyu




من: اﯾﻦ ﺳﻮپ رو ﻣﺰه ﮐﻦ.
ﮔﺎرﺳﻮن: ﭼﯿﺰی ﺗﻮشه؟
من: ﻓﻘﻂ ﻣﺰه ﮐﻦ.
ﮔﺎرﺳﻮن: اﮔه ﺳﺮده ﺑﮕﻢ ﻋﻮض ﮐﻨﻦ.
من: دارم ﺧﻮاھﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻓﻘﻂ ﻣﺰه ﮐﻦ.

گارسون: نمک کم داره . نه؟

من: ﺑﺮادر ﻣﻦ! ﻣﯽ ﮔﻢ ﻣﺰه ﮐﻦ، ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺰه ﮐﻦ! به ﺣﺮﻓﻢ ﮔﻮش ﺑﺪه.
ﮔﺎرﺳﻮن: ﺑﺎشه اﻻن ﻣﯽ ﭼﺸﻢ... ﻗﺎﺷﻖ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟

من: آھﺎ! ﻗﺎﺷﻖ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﻣﺮﺗﯿﮑﮫ؟!




جمعه نوزدهم دی 1393 11:14 hyu




دﺧﺘﺮ و ﭘﺴﺮی ﻋﺎﺷﻖ ھﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ و ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺑﺎ ھﻢ ازدواج ﮐﻨﻨﺪ. ﭘﺪِر دﺧﺘﺮ به ﺷﺪت ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻣﯽکنه، دﺧﺘﺮ که ﻧﻤﯽ ﺗﻮنه رﺿﺎﯾﺖ
ﭘﺪر رو ﺑﮕﯿﺮه، ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮه ﺑﺎ ﭘﺴﺮ ﻓﺮار کنه. ﭘﺪر دﺧﺘﺮ وﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮجه ﻣﻮﺿﻮع ﻣﯽشه ﺑﺎ ازدواج اون ھﺎ ﻣﻮاﻓﻘﺖ ﻣﯽکنه.
ﯾﮏ هفته ﻗﺒﻞ از ﻋﺮوﺳﯽ، دﺧﺘﺮ در ﭼﺎﻟﮫای ﻣﯽافته و ﺗﻤﺎم ﻟﺒﺎس ھﺎﯾﺶ ﮔﻠﯽ ﻣﯽشه. دﺧﺘﺮ بهﺧﺎنه ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮده و ﻟﺒﺎﺳﺶ رو ﻣﯽ ﺷﻮره وﻟﯽ
ﺑﺎز ﻟﮑﮫای به ﺟﺎ ﻣﯽﻣﻮنه...
ﺷﺐ ھﻨﮕﺎم، ﻓﺮﺷﺘﮫای به ﺧﻮاب دﺧﺘﺮ ﻣﯿﺎد و ازش ﻣﯽﺧﻮاد که ﺣﺘﻤﺎ ﺗﺎ ﻗﺒﻞ از ﻋﺮوﺳﯽ اون لکه رو ﺑﺮﻃﺮف کنه وﻟﯽ دﺧﺘﺮ ﺧﻮاب رو
ﻧﺪﯾﺪه ﻣﯽ ﮔﯿﺮه.
ﺷﺐ ﺑﻌﺪ ھﻤﺎن ﻓﺮشته به ﺧﻮاِب ﻣﺎدرش ﻣﯽ ره و ھﻤﯿﻦ درﺧﻮاﺳﺖ رو از اون ﻣﯽ کنه. ﻣﺎدِر دﺧﺘﺮ ﻟﺒﺎس ھﺎ رو ﺑﺎز ﻣﯽ ﺷﻮره، وﻟﯽ اون ھﻢ
ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﮫ لکه رو ﺑﺮﻃﺮف کنه.
ﻓﺮدا ﺷﺐ، زﻧﮓِ ﺧﺎنه به ﺻﺪا در ﻣﯿﺎد و اون ھﺎ ﻣﺘﻮجه ﻣﯽ ﺷﻦ که ھﻤﻮن ﻓﺮشته ھﺴﺖ که ﻣﯿﺎد ﺟﻠﻮ و یه ﺑﺴﺘﮫای رو به دﺧﺘﺮ ﻣﯽ ده. دﺧﺘﺮ
ﺑﺎ ﺗﺮس به ﻓﺮشته ﻧﮕﺎه ﻣﯽ کنه، ﻓﺮشته ﻣﯽ گه: "ﭘﻮدر ﺷﺴﺘﺸﻮی ﺑﺮف ﺑﺎ ﻗﺪرت ﺗﻤﯿﺰ ﻛﻨﻨﺪﮔﯽ ﻓﻮق اﻟﻌﺎده، ﭘﺎﮐﺴﺎن به ﺳﻼﻣِﺖ ﺧﺎﻧﻮاده
ﻣﯽاﻧﺪﯾﺸﺪ!




پنجشنبه هجدهم دی 1393 10:10 hyu