نـه هـرجور حـسـاب میکـنـم میبـینـم

 


خـیلی بـچه بـاحـالیم ^__^

بـدون من "انجمن خل و چلا " خـیلی سـوتو کـور میشه ^__^

کـوفـتتون بـشم الهـی 

خـدایی چه نـذری کـردید ک من گیرتون افـتادم

  




چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 13:18 hyu




چند وقته یه سوالی برام پیش اومده....





این جواد خیابانی دختر داره؟


بعد اگه داره اسمشو چی گذاشته؟
فرشته خیابانی؟
زیبای خیابانی؟
نرگس خیابانی؟
حالا این که خوبه به زنشم میگن زن خیابانی


واقعا مردم چه درد هایی دارن دم نمی زنند...واقعااا




سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 11:16 hyu




آقا الان دیدم دختره پست گذاشته ساپورت جدیدم قرمزه

76220 تا لایک خورده و کلی نظر !

:|

اصلا مقایسش کردم با پستای خودم از حسودی ترکیدم :|

حالا یه بار امتحان میکنم :

.

.

.

قربون دستتون منم یه شلوار کردی خریدم نارنجیه !!!

ﺑﺒﯿــــﻨﻢ ﭼﯿــﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿـــﻨﺎ
ﻧـــﺎ ﺍﻣﯿﺪﻡ ﻧﮑﻨﯿﻦ!!




سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 11:8 hyu




دلسوز نمیخواهم ...

.

.

.

.

.

لکسوز میخواهم!

چیه؟؟

همش که نباید عاشقونه باشه

والاع !




دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 21:12 hyu




امتحان رانندگی داشتم ٬نوبت دختره بود..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
سرهنگه به دختره گفت روشن کن برو عقب

دختره روشن کرد رفت صندلی عقب نشست..

من که همونجا کارتکس روپاره کردم رفتم...

:|

چند ثانیه بعد صدای شلیک گلوله اومد

رفتم دیدم سرهنگه خودشو کشته :)))

 




دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 21:11 hyu




icon_lol.gifبه یه شماره ناشناس اسمس دادم :                   .

خیلی بیشعوری عوضی !!

جواب داده :

ببخشید شما منو از کجا میشناسید :)))

خدایا این شادی رو از ما نگیر :))




دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 21:5 hyu




هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن ؛

 حرمت ها شکسته میشود ...

هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبه اش خوبی نکن ؛

تبدیل به وظیفه میشود ... !!!




دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 21:4 hyu




زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.

ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….

وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی … حالا برش گردون … زود باش

باید بیشتر کره بریزی … وای خدای من از 
کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟ دارن می‌سوزن مواظب باش ، گفتم مواظب باش ! 
هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی … هیچ وقت!! برشون گردون !
زود باش ! دیوونه شدی ؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی ؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک 
بزنی … نمک‌ بزن … نمک …

زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

‌شوهر به آرامی گفت : فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائی سر من میاری!




دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 16:37 hyu







دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 12:0 hyu